سهم شک یادداشتی برای نمایشگاه طراحی‌های بهرام کلهرنیا

طراحی‌های سیاه و پر از پیچ‌وتاب‌ها و سایه‌روشن‌های فشرده، مخاطب را همچون یک مغناطیس نیرومند، از برابر واژه‌های تکه‌تکه و مبهم استیتمنت نمایشگاه به سوی خود جذب می‌کنند.

مخاطب در محاصره‌ی چهره‌ها، چشم‌های خالی و سفید، خطوط مواج و ریتم‌ها، خود را همچون گنگ خواب‌دیده‌ای به دست نیروهای نهفته در فراز و فرودها، شیب‌ها و قوس‌های تودرتو و رمزآلود می‌سپارد.

وقتی تماشاگر از برابر تابلوها می‌گذرد، چهره‌ها نیز رو برمی‌گردانند و نیم‌رخ، او را نظاره می‌کنند. انگار با حرکت تماشاگر، منبع نور نیز به حرکت درمی‌آید و سایه‌ها بر روی حجم‌ها و پستی‌ بلندی‌های پیکره‌ها آهسته و آرام جابه‌جا می‌شوند. همه چیز انگار در حال دگردیسی و تغییرهای مداوم است.

دست‌های هنرمند، دیوانه‌وار بر روی مقواهای سفید می‌چرخد و با پیچش‌های ناآرام، فضای گالری را از شور بی‌پایان خود آکنده می‌سازد. تکانه‌های روحی هنرمند، از فراز خم‌ها و انحناهای سیال و آهنگین، احساس و ادراک تماشاگر را نشانه می‌گیرد. تنش‌های قدرتمند عناصر درهم فرو رفته‌ی فیگورها، همچون موجی متلاطم، تماشاگر را از سویی به سویی دیگر پرتاب می‌کنند.

فقدان عناصر و اشکال عمودی و افقی، حضور ریتمیک و رقصان انبوه منحنی‌ها و اریب‌ها را از قدرت پرتحرک فوتوریستی بهره‌مند می‌سازد. تغییر وضعیت‌های غیرمنتظره‌ی شکل‌های ارگانیک و همپوشانی‌های پیوسته‌ی آن‌ها، کلیتی پر از ریتم و حرکت پدید می‌آورند.

توده‌ی به هم پیوسته و یک‌پارچه‌ی عناصر طراحی، می‌توانست آثار این نمایشگاه را تا مرز انسداد بصری پیش ببرد؛ اما طراح با ایجاد تنوع در المان‌ها و کنترل سایه‌روشن‌ها و فضاهای منفی و مثبت، از این خطر رهایی یافته است. گرچه در برخی از مناطق متراکم و چندلایه، نیروهای متنازع اجزاء گوناگون، هنوز به هم‌نشینی مسالمت‌آمیز تن نداده‌اند و در یک راستا قرار نگرفته‌اند.

گالری آ ـ بهمن ۹۵

عکسها :سانیا نوری