در جایی احسان عبدی‌پور نوشته بود: «تهران شهر خوبیه، به شرطی که هر صبح که از خواب پا می‌شی یه بلیت بوشهر تو جیبت باشه.» من سال ۱۳۸۶، در ۲۵سالگی، آمدم بوشهر. البته چهار سال اول عمرم را در بوشهر بودم. اما این رجعت اتفاقی که فکر می‌کردم درنهایت دو سال طول می‌کشد تا حالا ادامه داشته است. شهری که کمتر از یک سال پس از مستقر شدن در آن، فهمیدم همان‌جایی است که می‌خواهم همیشه شهروندش باشم. وقتی سخن از زیستن در منطقه‌ای از کره‌ی خاکی پیش می‌آید، معمولاً چند آیتم وجود دارد که برای انتخاب شهر منتخب و رؤیایی ما ملاک امر قرار می‌گیرد. فارغ از همه‌ی آیتم‌های متفاوت، به‌نظرم مهم‌ترین آن‌ها برای زیستن در یک شهر احساس امنیت است. این حس حسی نیست که بتوان با امکانات و پول بدان رسید. این حس با وجود فاکتورهای گوناگون پدید می‌آید که به نظرم مردم آن شهر مهم‌ترین آن‌ها هستند. خیلی شنیدیم که پرسیده شده که آیا مردم این شهر یا آن شهر آدم‌های خوبی هستند. بوشهر شهری نیست که با ساختمان‌های شیک و مدرن معنا پیدا کند. آنچه به بوشهر هویت می‌دهد مردمانش هستند. بوشهر شهر مدارا است؛ شهر گفت‌وگو است. برای همین ممکن است مردمانش گاهی با صدای بلند با هم حرف بزنند، ولی کمتر پیش می‌آید که به‌صورت فیزیکی با هم درگیر شوند. به این دلیل و دلایل دیگر بوشهر به من احساس امنیت می‌دهد و این احساس چیزی نیست که بتوان به‌راحتی از آن گذشت. ابتدا گمان می‌کردم این حس برای من که سال‌ها در این شهر زندگی کرده‌ام و رفقای زیادی هم در این شهر دارم، احساسی طبیعی است. ولی بارها مهمان‌هایی داشته‌ام که فقط سه شب در بوشهر بوده‌اند، اما عین این جمله را بازگو کرده‌اند. آدولف کِتله، جامعه‌شناس بلژیکی، اقلیم را در وقوع جرم مؤثر می‌داند. هوای بوشهر در اغلب ماه‌های سال گرم و شرجی است. قاعدتاً صبر و آستانه‌ی تحمل مردم باید در حد زیادی پایین باشد. اما به نظر اقلیم و به‌خصوص آب‌وهوا در بوشهر تأثیری برعکس داشته است. شاید دریا عامل مهم‌تری از گرما است. بوشهر جزو شهرهایی است که آمار کمی در برخی از جرائم خشن همچون قتل و سرقت دارد. این شهر به‌طرز عجیبی حتی در مقایسه با شهرهای دیگر استان از امنیت بالاتری برخوردار است. این بدین خاطر نیست که در بوشهر به‌وسیله‌ی ارگان‌ها و نهادهای خاص پیشگیری وضعی بیشتری نسبت به شهرهای دیگر استان یا کشور انجام می‌شود. بوشهر شهری است با سنت‌های ریشه‌دار که هرکسی را به خود نه‌تنها جذب می‌کند، بلکه بیشتر اوقات و در درازمدت خلق‌وخوی سنتی بوشهر را نیز به شخصی که از جای دیگر می‌آید و در آن زندگی می‌کند، می‌دهد. می‌توان گفت بی‌آنکه برنامه‌ریزی خاصی از طرف سازمان‌های دولتی انجام شود، نوعی پیشگیری اجتماعی درخصوص جرائم در شهر حاکم است. بوشهر در برابر تغییرات در طول دهه‌های گذشته مقاومت کرده است. مردم بوشهر به گذشته خودشان افتخار می‌کنند و سنت‌های قدیمی را به همین دلیل به‌خوبی حفظ کرده‌اند. ای‌کاش تصمیم‌گیرندگان در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی کمتر سعی در تغییر داشتند و سعی بیشتری در حفظ سنت‌های گذشته می‌کردند. سنت و ریشه‌های فرهنگی یک جامعه بخشی از ذات آن جامعه است و سعی در تغییر آن‌ها نتیجه‌ی ویران‌کننده‌ای خواهد داشت. به سخن دیگر وقتی جامعه‌ای را که دارای فرهنگی اصیل، پرشور و غنی است، بخواهیم تغییر دهیم و به او فرهنگی غیراصیل، وارداتی یا ساختگی تزریق کنیم، نتیجه‌ای جز بی‌هویتی برای آن جامعه به ارمغان نخواهد داشت. بوشهر هویت دارد و چون هویت دارد همیشه زنده است و چون زنده است، همیشه جذاب است و چون جذاب است، مردمانش با علاقه به آن عشق می‌ورزند.